بنام خدا
یکی از مهمترین دلایل توجه به مطالعات زبانی وجود سرودها و قطعات مذهبی و سعی در حفظ گونه صحیح آن در تلفظ بود .
زبانشناسی : علمی که تغییرات زبان را دنبال می کند علم زبانشناسی است و علم زبانشناسی باید :
1- تحولات یک زبان را بشناسد
2- قواعد حاکم بر آنها را بشناسد
3- قوانین و قواعدی بدست آورد تا بتوان با آن هر زبانی را تجزیه و تحلیل کرد و قواعد ساختاری آن را بدست آورد .
تعریف زبان : زبان یک نهاد اجتماعی است که برای رفع نیاز که نیاز برقراری ارتباط است بکار برده می شود و چون موجودات زنده و زیربنای جامعه در حال تغییر است زبان نیز همیشه در حال تغییر است و شکل ثابتی ندارد .
زبان دو تا نمود دارد : 1-نمود ملفوظ (گفتاری ) 2- نمود مکتوب (نوشتاری )
به نمودهای زبانی نشانه هم گویند
تعریف نشانه : یک چیز مادی که با حواس ما قابل مشاهده است وبه معنا ومفهومی غیر ازمعانی خود دلالت دارد.
هر نشانه دو وجه دارد : 1- صورت 2- معنا ( بین صورت و معنا رابطه برقراراست )
ارتباط نشانه ها دارای طبقات زیر هستند :
1 – اگررابطه صورت و معنا شباهت باشد نشانه تصویری گویند : عکس و صاحب عکس
2 – اگررابطه صورت و معنا از طریق علت و معلولی باشد نشانه طبیعی یا عقلی گویند : از دود به آتش پی بردن /جای پا بر رونده دلالت می کند
3 – ابتدا این نشانه وجود نداشته بعدا" تعدادی افراد جمع شده و آنرا بصورت قراردادی بعنوان نشانه بکار برده اند که بدان نشانه وضعی گویند : پارچه سفید نشانه صلح علامت سکوت در بیمادستانها -علائم راهنمایی و رانندگی
بنابراین هر کلمه در هر زبانی یک نشانه است .
- زبان واحدهای گوناگونی دارد ولی واقعی ترین واحد زبانی جمله است و تکواژ کوچکترین واحد معنایی و صوتی زبان است که در تجزیه اول زبان ( جمله ) بدست می آید مثال در جمله زیر :
هوای امروز زیاد سرد است .
هوا/ی/ ام / روز/ زیاد/ سرد / است/
1 2 3 4 5 6 7
الف - ( تجزیه اول : از 7 تکواژ تشکیل شده ) تکواژهای 1،4،5،6،7در لغت نامه وجود دارند ، مستقلند ، به تنهایی معنی دارند و فهرستشان در زبان باز است یعنی با تحولات تعدادشان کم یا زیاد می شود که بدانها تکواژهای پُر یا قاموسی گویند : تمامی اسمها ، صفات ، فعلها و نظایر آن .
ب – تکواژهای 2،3 به تنهایی معنا ندارند و فهرستشان در زبان بسته است که بدانها تکواژهای خالی یا دستوری یا وابسته گویند : تکواژ مالکیت ــــِ ، پسوند اتصاف و دارندگی ـــــمند ، تکواژ ضمیر ملکی ـــَ ، ضمایر اشاره ، علائم جمع ، حروف اضافه و امثال آن که تعدادشان در زبان محدود است و این نوع تکواژها را از نظر نقشی که دارند می توان به دو دسته تصریفی و اشتقاقی تقسیم کرد . ( کلماتی مثل در –از- من – تو -... از همین دسته اند )
ج- تکواژهایی که در معنی قاموسی واژه ای که بدان می پیوندندتغییری ایجاد نمی کنندو فقط از نظر دستوری موجب صرف واژه اصلی می شوند تکواژ تصریفی گویند : ضمایرملکی ( ـــَ م ، ــــَ ت ، ــــَ ش ، ــــِ مان ......و شناسه های افعال ومانند آنها )
د- تکواژهایی که در ترکیب باتکواژهای دیگر در معنای آنها تأثیر گذاشته و مفهومی تازه از آن ارائه می دهند تکواژ اشتقاقی گویند : روش – سخنور – آموزگار – باغبان – رفتار – هنرمند
- در تجزیه دوم زبان واجها بدست می آیند
واج = صوت
واحد های صوتی هر زبان را واجهای آن زبان نامندو بعبارتی کوچکترین واحدملفوظ و گفتاری زبان است
صوت بر اثر فشار بر مولکولهای هوا تولید می شود که اگر ارتعاش یا برگشت هوا بیش از 16 بار در ثانیه باشد صدا تولید می شود.
واج : صورتهای صوتی واژه است . مثال : اکبر ( اَ +ک+ب + َ + ر ) که از 5 واج تشکیل شده .
حرف : صورتهای کتبی واژه است . مثال : اکبر ( اَ +ک+ب + ر ) که از 4 حرف تشکیل شده .
در نمودهای زبان کوچکترین واحد ملفوظ واج و کوچکترین واحد مکتوب حرف است .بنابراین یک واج الزاما" معادل یک حرف نیست .
- بر اثر فشار بر مولکولهای هوا صوت و از برخورد هوا با تارهای صوتی و در نتیجه ی به حرکت در آمدن تارها بدون برخورد با اندامهای گویایی واک یا واکه و از برخورد صوت با بعضی از قسمتهای اندامهای گویایی آوا بوجود می آید.و حالت طبیعی تارآواها رابه هنگام نفس کشیدن حالت بی واکی گویند
- حروف صامت را همخوان و مصوتها را واکه گویند
خط : نشانه محسوس و دیداری نظام ذهنی زبان است و ماده ای که نظامهای آوایی زبان را در خود منعکس می کند .
- تاریخ پیدایش زبان را 10 هزار قرن ولی خط را 10 هزار سال پیش تخمین زده اند .
- اجزای جمله را در زبانشناسی تکواژ ، در فارسی واژه و در عربی کلمه گویند .
- دَر یک واژه و یک تکواژ است و 3 واج دارد . واجها ممیز معنا هستند ولی به تنهایی معنا ندارند : دَر- دُر-
دَرد- دُرد – دار
- زبان فارسی 29 واج دارد 32 حرف .
- واک یعنی صوت : ( پژواک : انعکاس صوت )
- (واک – واکه – واج-واژ- واژه-آوا- آوای- آواز- تکواژ- پژواک ) همه از یک ریشه اند.
- گل گاوزبان یک کلمه ، یک واژه و 4 تکواژ است . دانشگاه (یک واژه ): دانش= گاه (2 تکواژ) گل سرخ 3 (گل+ ِ + سرخ ) ترسو 2 (ترس +و) می خوابانم 4 (می +خواب +ان + َم )تکواژ دارد .
نقش و وظایف زبان :
1- نقش ارتباطی زبان
2- نقش بیان فکر ( ما افکار خود را در دل خود بصورت زبانی بعمل می آوریم مثل حرف زدن در دل خود )
3- نقش بیان ما فی الضمیر/ حدیث نفس ( نه برای ارتباط بلکه برای بیان احساسات و حالات عاطفی خودشروع به سخن گفتن کنیم مثل وراجی کردن )
4- نقش زیبایی آفرینی که نقش هنری زبان نیز گویند ( برای تاثیر بیشتر کلام یا نشان دادن فصاحت و بلاغت و در نتیجه برتری معنوی خویش و کسب شخصیت و مقام و برانگیختن تحسین و تمجید بیان می شود )
خصوصیات زبان فارسی :
1- واژههای فارسی با همخوان ( صامت ) شروع می شود
2- با دو همخوان شروع نمی شوند
3- به سه همخوان ختم نمی شوند
4- دو واکه (مصوت ) کنار هم قرار نمی گیرند و بعبارتی التقای مصوتها وجود ندارد بنابراین در کلمه مرکب اگردر آخر جزء اول و اول جزء دوم واکه بیاید بین دو واکه ، واج همخوان قرار می گیرد که آن را واج میانجی یا صامت میانجی گویند که در فارسی سه همخوان ( ی – و – گ ) نقش واج میانجی را دارند :
در علامت جمع « ان » : ستارگان (گ) – انه ( علامت قیدساز ) : جداگانه – کسره اضافه : پالتویِ من – یاء نسبت : خستگی
5 – کلماتی که از عربی وارد فارسی شده اند همزه در وسط و هم در پایان آنها می آید ( مؤ من – سوء – جزء ) ولی در فارسی همزه در اول می آید همچنین همزه در واژه های دخیل در فارسی بخصوص اگر بعد از واکه ( مصوت ) بلند بیاید حذف می شود ( اعضا / ابتدا / استثنا / اجرا )
- همزه پایانی در دو مورد حذف نمی شود : یکی پس از واج همخوان (صامت ) : شیئ و دیگری در واژههایی که حذف همزه موجب شود تا دو واژه متفاوت یکسان تلفظ شود ( سوء / سو – جزء / جز )
- کلمات دخیل که در میانشان همزه دارند گاهی فارسی زبانان به قیاس از واج میانجی به y بدل می کنند :
جائز >> جایز – رسائل >> رسایل - سائل >> سایل .
فرایندهای واجی : هر نوع دگرگونی را که روی نوع ، محل و تعداد واجها یا ساختمان هجا تأ ثیر بپردازد فرایند واجی « phonemic process » می شماریم که در فارسی بقرارزیر است :
1- همگون سازی : همان شبیه سازی است : بِخور > بُخور / ازتحام > ازدحام / ازتواج> ازدواج / هشت>هش که هشت در ترکیب با ده = هش ده که این هم بعلت خصوصیت واکبر بودن (به دحرکت در آوردن تارهای صوتی ) واج د بر واج ش که بی واک است تأثیر گذاشته به واج واکبر ژ بدل می شود و بصورت هژده تلفظ می شود و در کلمات شنبه و انبار واج ب بر واج پیش از خود یعنی ن اثر گذاشته و به م بدل می شود : شمبه / امبار یا
* دُش ( بد ) + من ( اندیشه ) =>دشمن ( بداندیش )
ُدش (بد )+ خوار (آسان ) => دشوار ( سخت )*و مثالی از انگلیسی : )possible امکان پذیر)+ in => ) impossible امکان نا پذیر) .
2- نا همگون سازی / تباعد /(دور کردن ) :دو واج یکرنگ یا یکسان در یک هجا یا یک واژه بصورت دو واج نا همسان یا نا همگون در می آیند: خنسند => خرسند / سرسک => سرشک / اسپ => اسب ( چون س ، پ هر دو بی واک هستند برای سهولت تلفظ ب به فرم واکبر خود یعنی پ بدل می شود و مثالی از زبان بیگانه که واژه قدیمی آلمانی tartuffeln بدل به > kartuffeln و آن هم بدل به kartuffel< فرانسوی و در زبان ترکی بدل به> kartopi یعنی سیب زمینی می شود .
3- قلب ( جابجایی دو واج در یک واژه ) : کفت >کتف / سخر > سرخ / چخر > چرخ / تخل > تلخ / بخل > بلخ ( قلب نزدیک ) #/ وفر > برف ( قلب نزدیک و همگون سازی ) #/ هگرز > هرگز / تبریز > تربیز / کبریت > کربیت / سروال > شلوار / واهر > بهار( قلب دور )
4- ادغام : ادغام خصوصیات دو واج در یکدیگر و تبدیل دو واج به یک واج می باشد : دنب > دم / خنب > خم / جَنب > جَم
5- حذف : اَشکار> شکار/ اویران > ویران ( حذف واجهای آ غازین ) # / آسیاب > آسیا / نیاک > نیا / پای > پا / جوی > جو / خانگ > خانه / ترسوگ > ترسو / بیناگ > بینا / گرامیگ > گرامی ( حذف واجهای پایانی که آن
را ترخیم گویند ) # / پَهَن >پهن / ناو خدا > ناخدا / همواره > هماره / ژنِرال > ژنرال/(حذف واج از میان واژهها که آن را تسکین گویند )
6- افزایش : کلُر> کُلُر / سپورت > اسپورت / کرِم > کِرِم ( بدلیل وجود دو همخوان در ابتدا ) / # چارپا+ان > چارپایان / دو + انه > دوگانه / تنها + ی > تنهایی ( بدلیل التقای واکه ها ) # / یادگار > یادِ گار / شهر + یار > شهری یار / کردگار > کردِگار( برای سهولت تلفظ )
7- ابدال ( مبدل شدن یک واج به واج دیگر ) : ماد > ماه / سپاد > سپاه / شوی > شور / ورد > گل (در زبانشناسی و به گ ، رد به ل بدل می شود ) /# ویجین > گزین ( درزبانشناسی v، vi به گ و J به ز بدل می شود زنجیره گفتار : نهاد + مفعول + قید + صفت + ..........+ فعل .: علی به مدرسه آمد .(ترتیب و توالی کلمات برروی خط افقی که این ویژگی زبان را اصطلاحا" زنجیر گفتار یا رشته سخن گویند )
ترسیم زنجیره گفتار : شروع پایان
زِبر زنجیری: ( آهنگ صدای ما برای ارائه مفه وم)
آهنگ جملات خبری : اوج
آغاز عـلـی بـه مـدرسـه آمـد . فرود
آهنگ جملات پرسشی : اوج
اوج
آغاز
آهنگ سایر جملات :
تکیه : برخی از هجاهای جمله یا عبارت به گونه ای مشخص تر و برجسته تر ادا می شود که به آن تکیه گویند هجایی که تکیه برمی دارد هججای تکیه بر گویند :
مسـعود پدر احمد آمد . ( اگر مسعود مخاطب قرار بگیرد تکیه روی هجاب اول است واگر روی هجای دوم باشد نام پدر احمد است . )
یاد آوری : مرد اندیشمند غفلت کرد . ( 1 جمله / 2 گروه )
مرد ِ اندیشـمند غفلت کرد . ( 4 واژه )
مرد ِ اندیشــمند غفلت کرد . ( 6 تکواژ )
مر دِ انــدیشــمند غفــلت کرد . ( 8 هجا )
م َ ر د ِ اَ ن د ی ش م َ ن د غ َ ف ل َ ت ک َ ر د ( 24 واج )
م َ ر د ِ اَ ن د ی ش م َ ن د غ َ ف ل َ ت ک َ ر د ( 8 مصوت / واکه )
م َ ر د ِ اَ ن د ی ش م َ ن د غ َ ف ل َ ت ک َ ر د ( 16 صامت / همخوان )
مردِ اندیشـمند غفلت کرد. ( 4 تکواژ قاموسی / باز / پر)
مرد ِ اندیشـمند غفلت کرد. (2 تکواژدستوری / بسته / خالی / وابسته )
مردِ اندیشـمند غفلت کرد. (1 تکواژ اشتقاقی )
مرد ِ اندیشـمند غفلت کرد. (1 تکواژ تصریفی)
اَن : شیرینی ( انگور / انجیر ) - دبیر : دیپی (نقش / نقش بر سنگها می زدند برای نوشتن ) + IR ( صاحب ) :
) VAR – AVAR – UR - IR به معنی صاحب مثل : دلیر / دبیر – دستور / رنجور – دلاور – هنرور )
- متن اولین کتیبه های پیدا شده: بنام خداوندی که زمین و آسمان را آفریدو انسان را آفرید و شادی را آفرید .
تهیه و تنظیم از : بهبود کریم زاده
سرگروه ادبیات – ناحیه 2